<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بهشتی </title>
<link>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 28 Oct 2009 17:31:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سخني با جوانان عزيز</title>
<link>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-374.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قارسول ا... :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پنج چيز را قبل ازپنج چيز غنيمت شمار ‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;‏1_ جواني را، پيش از پيري ‏&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;‏2_ تندرستي را پيش از بيماري‏&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;‏3- توانگري را پيش از فقيري ‏&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;‏4- فراقت  را پيش از گرفتاري ‏&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;‏5- زندگي را پيش از مرگ ....&lt;/STRONG&gt;‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در جواني استفاده كردن از وقت و كسب علم و دانش داراي اهميت خاص بوده و هرچه با شناخت به دنبال ‏دانش و معنويت باشيم توفيقات روزافزون خواهيم يافت كه اين ارزش بسيار ارزنده اي دارد. دراين دوران ‏با مطالعات زياد و مفيد بالاخص تحقيق در مورد اسلام و دين و كسب اخلاق اسلامي و تحليل روشن و ‏شفاف  از مسائل روز جهاني ديدگاه انسان را بروز كرده و ما را براي آينده اي با موفقيت هاي زياد آماده ‏خواهد كرد.علم + معنويت  مثل هواپيماي دوبال است كه مارا در اوج آسمان موفقيت بر پرواز خواهد برد.‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جوان عزيز: احترام و ادب به ساحت مقدس پدر و مادر كه نعمتهاي بسيار بزرگي هستند و خداوند در ‏قرآن كريم مي فرمايد به پدر و مادر نيكي كنيد ، ونيكي كردن به پدرومادر ثواب دارد اين در نزد خداوند ‏اجر و پاداش بسيار ارزشمندي دارد و اين احترام و ادب به پدر ومادر باعث مي شود كه از خير دنياو ‏آخرت با نصيب شويم و در زندگي و كسب علم و اخلاق به رتبه هاي قابل قبولي در نزد خداوند نائل ‏گرديم . جوانان  رضايت پدر و مادر در نزد خداوند خيلي نيكوست، پس تا اين گلهاي زندگي داريم ‏محبتهاي خالصانه مان را به سويشان  نثار كنيم و قدرشان را بدانيم .‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شخصي آمد خدمت آقا رسول ا... گفت آقا جان  حاجتي دارم خيلي مهم است چه كار كنم تا حاجتم ‏برآورده شود، آقا فرمودند برو خدمت پدر و مادر برس به آنها محبت كن و بگو تو را دعا كنند، دعاي آنها ‏در حق فرزندشان مستجاب مي شود. آن جوان فرمود آنها در قيد حيات نيستند ، آقا فرمودند  به كنار ‏خاكشان برو و دعاكن ، آن جوان رفت ، وقتي كمي دور شد آقا فرمودند اگراين جوان پدر و مادرش زنده ‏بودند و اول خدمت مادرش مي رسيد دعاي مادرش زودتر مستجاب مي شود. اينقدر پدر و مادر مهم است ‏، جوانان قدر پدر و مادر تان را بدانيد.‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواني دوران احساسات است و دراين هنگام ميل قواي جنسي و قوه هاي شحواني قوي خواهد شد. بسيار ‏خوب است كه ميوه معنويت  را در خود تقويت كنيم و اراده خود را در مقابل شيطان محكم كرده و با او ‏مبارزه كنيم تا از طوفانهاي گناه و لذتهاي زودگذر محفوظ بمانيم. تنها معنويت و اعتقاد به خداوند و انجام ‏وظايف ديني است كه اراده ما را محكم و ما را از حوادث حفظ خواهد كرد.‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواني بهترين دوراني است كه خدمت عالمان ديني برسيم و چشم و قلب خودمان را به نفس پاك و ‏معنويت آنان نوراني كنيم و از ارشادات و سفارشاتآنها بهره جوييم. و راه خودسازي و خداشناسي را طي ‏كرده و عالم پاكي و اخلاص را درك كنيم. جواني كه با عالمان ديني ارتباط نزديك داشته باشد از محضر ‏آن عزيزان كسب فيض خواهد كرد كه اين توفيقات كه نصيب هركس نشود.‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواني بهترين دوراني است كه با ورزش سلامت و تندرستي خود را حفظ كرده و روح شاد و با نشاطي ‏داشته باشيم و از لحظه لحظه هاي عمر  به بهترين وجد استفاده كرده و بهره مند شويم متأسفانه بعضي از ‏جوانها در زمان تا قبل از ما خود را به مواد مخدر يا قرص هاي روان گردان، آلوده كرده اند كه اين دوران ‏مخرب زودگذر خواهد بود و بعد از مدتي بيماري و بي هدفي را  برايمان باقي خواهد گذاشت . خواهشم از ‏جوانان اين است كه قبل از هركاري اول فكر كنيد بعد تصميم بگيريد. دنيا كه ارزش ندارد و زود خواهد ‏گذشت ، من قبول دارم كه جواني كه كار  و تفريح ندارد احتياج به سرگرمي دارد ولي اين را قبول ندارم كه ‏خود را به مواد مخدر  و قرصهاي خيالي خود را سرگرم كند. كساني كه به مواد مخدر يا قرصهاي كاذب ‏مشغول كنند مغز آنها پوك شده و اراده آنها ضعيف خواهد شد و اين خواري ست كه ممكن است دامن هر ‏جواني را بگيرد ، من در پايان از تمام جوانان خواهش مي كنم كه قدر جواني خود را بدانيد و بهترين ‏استفاده را از اين عمر ارزشمند بهره مند شويد.‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه شما را دوست دارم ، به اميد ديدار‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قسمت اول حديث بيان اهميت جواني از ديدگاه رسول ا... است. جواني بهاري است كه انسانهاي آگاه و ‏نكته سنج بهترين بهره برداري  را از آن برده و استفاده كامل را در جواني و بعد از جواني خواهند برد . ‏براستي غنيمت است اين دوران، جوانان موفق  بهترين استفاده را از اين دوران مي برند، با مطالعه، ‏فراگرفتن درس، بهره گيري از اساتيد علم و فن و اخلاق ، يادگيري هنر و مهارت ، مطالعات علمي و ديني ‏، ورزش كردن ، فراگيري مسايل سياسي براي بهتر تشخيص دادن مسائل روز ، را در دوران جواني ‏اندوخته معلومات خود خواهند كرد.‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در جواني پاك بودن شيوه پيغمبري است با انجام وظايف  ديني و پاي بند بودن به دستورات خداوند روح ‏انسان ساخته مي شود وتنذيب نفس و خودسازي پيش روي انسان قرار خواهد گرفت و روح كه معنوي ‏شود جواني و كل عمر انسان در راه خداوند موفقيت در تمام امور توفيق نصيب خواهد شد. و جسم و روح ‏را با باطني پاك و زلال آسماني خواهد كرد.‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در دوران جواني پاي بند بودن به خداوند نماز با حال روح انسان را زلال خواهد كرد . اگر نماز اول وقت و ‏به &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جماعت باشد بسيار نيكو و با فضيلت خواهد بود. انجام درست و عشق دستورات ديني توفيقي است كه ‏شامل هر كس نخواهد شد و اگر در جواني به اين توفيق دست پيدا كنيم راه ترقي و كمال را طي خواهيم ‏كرد.‏&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 17:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beheshtiyazdi&amp;postid=374</comments>
<dc:creator>beheshtiyazdi</dc:creator>
<guid>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-374.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دیدار نخبگان یزد با دکتر خاتمی</title>
<link>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-373.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;
&lt;TABLE dir=rtl cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD colSpan=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مطمئن باشید نه مردم از این راه بر خواهند گشت و نه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آن کسانی که با همه وجود به این راه اعتقاد دارند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD colSpan=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سید محمد خاتمی ضمن انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با اصلاح طلبان و مردم معترض توسط جریان متحجر و متوهمی که حتی تلاش می کنند اصول گرایان باشخصیت را از صحنه به در کنند، هشدار داد که اگر جلوی حرف زدن افراد معتقد به نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود، کسانی وارد عمل خواهند شد که با اصل نظام و انقلاب مخالف هستند.&lt;BR&gt;رئیس جمهوری سابق ایران در دیدار با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد، با اشاره به قرار داشتن در آستانه سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) ضمن تسلیت این روز به شیعیان و همه انسان هایی که خواستار حقیقت و زیبایی هستند، گفت: معمولاً حضرت را به عنوان پیشوای مذهب جعفری می شناسند، اما واقعیت این است که امام صادق و پدرشان امام باقر بزرگترین مفسران حقیقت اسلام در دوره حیات خود بودند و بار اصلی معارف اسلام حقیقی بر دوش این دو بزرگوار بود. کاری که این بزرگواران انجام دادند ایستادگی در مقابل انحرافها و تحریفهایی بود که به خصوص در عرصه فكری، سیاسی و اجتماعی پدیدار شده بود و می رفت که مبانی عقیدتی و فکری اسلام را نابود کند؛ کاری که این بزرگواران کردند کار فوق العاده بزرگی بود و واقعاً اسلام مدیون این دو بزرگوار است که توانستند در آن برهه از زمان با فداکاری فراوان آن حقایق را منعکس کنند. متأسفانه در حوزه های علمیه ما بیشتر توجه به جنبه هایی می شود که مربوط به فقه شریعت است و به این دو بزرگوار استناد شده، حال آنکه این مسائل گرچه مهم است اما نسبت به معارفی که عمق اسلام و دین خدا را نشان می دهد به علل مختلف تاریخی کمتر توجه شده است. امیدوارم با توجه به زمینه های فراوان ناشناخته و کمتر مورد توجه قرار گرفته اسلام حقیقت، اسلام شریعت و اسلام طریقت، متناسب با دیدگاه این دو امام همام مورد توجه و واکاوی بیشتر قرار گیرد.&lt;BR&gt;سید محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروز گفته می شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟ برای کسانی که به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته اند و بارها گفته اند آنچه می خواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگ بود، مورد تأیید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و به صورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد. کسانی که به راه و رسمی معتقدند که با واقعیت تطبیق داشته و به مصلحت جامعه و مورد خواست اکثریت است؟ جمهوری اسلامی به معنی خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهای بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابی آن مطرح شد. روح غالب مردم ما اسلامی است؛ بنابراین هیچ حرکتی در کشور موفق نخواهد شد مگر اینکه آشنا و وفادار به مبانی و اصول و فرهنگی جامعه باشد که این معیارها و مبانی به شدت اسلامی است.&lt;BR&gt;در جامعه هیچ کس نمی تواند مدعی باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن می تواند توفیقی حتی در ایجاد آزادی، فضای آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد.&lt;BR&gt;از طرفی ما در دنیایی به سر می بریم که حق، کرامت، حرمت و جایگاه مردم در ذهن بشر جا افتاده و این یک مسأله تاریخی است. اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند یک دستاورد بسیار عظیم دوران معاصر است که با رجوع به منابع و مبانی اصلی دین خودمان آن را خواهیم جست. احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادی سیاسی و اجتماعی انسان مسائلی است که در زمان پیامبر، امیرالمؤمنین و در متن آموزه هایی که از آن بزرگواران و دیگر بزرگان دین به دست ما رسیده است وجود داشته است. امروز ما در دنیایی به سر می بریم که پذیرفته است حکومت ها دیگر نمی توانند مستبد باشند و از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق فرمان روایی داشته و مردم مجبور و محکوم به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است كه حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسؤول است.&lt;BR&gt;جمهوری اسلامی هم بر همین اساس مطرح شده و در عین حال که با معیارهای اسلامی سازگار است، حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده به رسمیت می شناسد.&lt;BR&gt;جمهوری اسلامی این ظرفیت را دارا است که از مزایای دستاوردهای نیکوی بشر در طول تاریخ بهره مند بوده و در عین حال از بدی های موجود بری باشد؛ ما همچنان اینگونه به جمهوری اسلامی می نگریم و پایبند به آن هستیم.&lt;BR&gt;واقعاً باعث تأسف است که امروز حرف زدن برای کسانی مشکل شده است که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردم و اسلام و انقلاب و امامشان می نگرند؛ و اینگونه القا می شود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظام، نظامی که همین افراد حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن فدا کنند.&lt;BR&gt;این مشکل بزرگی است که حتی این افراد هم نتوانند حرف بزنند. اگر این ها نتوانند حرف بزنند می دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟ آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته های عمل به وجود می آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متأسفانه نشانه های آن را در جامعه می بینیم. &lt;BR&gt;وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می شود هیجان ایجاد می شود و بعضی صداهایی شنیده می شود که از قضا مطلوب نیست. اگر در بخش هایی از جامعه مسأله جمهوری اسلامی مورد كم لطفی قرار می گیرد، دلیلش این است که معتقدان به جمهوری اسلامی نمی توانند در امنیت حرف خود را بزنند و در این شرایط است که کسانی لب به سخن می گشایند که به اصل نظام اعتقاد ندارد.&lt;BR&gt;وقتی حرف زدن برای کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند پرهزینه شد، احتمال عمل از سوی کسانی پیش می آید که اصل را قبول ندارند.&lt;BR&gt;تأکید می کنم که نمی توان با برخوردهای سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت زمان طولانی از نظام حفاظت کرد. چرا باید اسلام را به گونه ای عرضه کنیم که بخش هایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست رو بگردانند؟ ما امروز شاهد این مسائل هستیم و به همین دلیل است که می گویم نتیجه روش هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می کند، براندازی است.&lt;BR&gt;سید محمد خاتمی سپس با ابراز تأسف شدید از سوق دادن و انبوه شدن بخش هایی از جامعه به سوی هدف هایی که دیگر نه مورد خواست امام بوده، نه مورد خواست اولیه مردم، نه مورد خواست او و همکفرانش افزود: این مسأله مهمی است که باید در آن تأمل کرد؛ ما در این جریانات خسارت های زیادی را متحمل شدیم، و البته دستاورد بزرگی هم داشتیم؛ منتهی در این حالت بحرانی و هیجانی اگر نتوان این دستاوردها را جمع بندی کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چگونه رقم بخورد؟&lt;BR&gt;بزرگترین خسارتی که در این دوران وارد شد اهانت به ملت بود. حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود همسو با ارزشهای انقلاب و در مسیر حرکت جمهوری اسلامی بود و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت مردمی را حرکتی اغتشاشی نامیدند و به مردم اهانت کردند و برای مقابله با این اعتراض مردمی رفتارهایی را مرتکب شدند که به هیچ وجه با معیارهای اسلام، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشری سازگار نبود و زیانهای بزرگی هم به بار آورد. متأسفانه فضایی ایجاد شد که خسارات مادی و تلفات جانی زیادی به بار آورد و به حیثیت انسان ها لطمه خورد؛ شخصیت های بزرگی دستگیر شدند و تحت فشار قرار گرفتند و انسان هایی مورد هجمه همه جانبه قرار گرفتند.&lt;BR&gt;ایجاد این فضای یک جانبه توأم با نسبتهای ناروا به سرمایه های واقعی نظام با هدف دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن آنها روش های نخ نمایی است که نتیجه عکس خواهد داد و در دید جامعه نتیجه معکوس خواهد داشت؛ چرا که می بینیم اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و ادامه دارد ناراضی است و وقتی در توجیه آن اعمال غلط، رفتارهای نادرست دیگری با افراد و شخصیت ها می شود قضاوت مردم دقیقاً عکس آن چیزی خواهد بود که مراد و مطلوب جریان های خاص است.&lt;BR&gt;به صراحت می گویم بحث بر سر دعوای راست و چپ یا اصولگرا و اصلاح طلب نیست؛ صحبت بر سر این است که جریان تنگ نظر، خشونت گرا و یكسونگر متحجر و متوهمی که بسیاری از اعضای آن سابقه چندانی در انقلاب نداشته یا امتحانشان را نداده و یا از آزمون سربلند بیرون نیامده اند می خواهند هر آنکه را که نمی پسندند از صحنه بیرون کنند؛ نه تنها از عرصه حاكمیت، بلكه از صحنه جامعه و از نظر آنها حتی اصولگرایان با شخصیت هم در صورت مخالفت نباید در جامعه حضور داشته باشد.&lt;BR&gt;این جریان اصلاح طلبان را متهم می کند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام است و در نتیجه عرصه به گونه ای تنگ خواهد شد که تصویری از اسلام و انقلاب به دست می آید که تنها عده ای معدود که امکانات گوناگون و گسترده ای در اختیارشان قرار گرفته از آنها نمایندگی می کنند و جز آنها همه باید از صحنه به در روند.&lt;BR&gt;این جریان باید بداند که با زور نمی تواند در متن جامعه و مردم حاکمیت یافته و با این روش هرگز پایگاه مستحکمی در میان مردم نخواهد داشت. با زور و با روشهای پلیسی و نظامی می شود برای مدتی استراتژی مشخصی را پیش برد، ولی این روش ها و استراتژی ها نمی توانند تداوم پیدا کنند.&lt;BR&gt;ما همچنان بر سر حرف های اصلی خود هستیم. انقلاب اسلامی منشاء هویت ما است و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ایران. ماحصل مردمی ترین انقلاب تاریخ هم جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است. و همانطور که از نام آن پیداست در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می کنیم مدافع مردم رأی و حقوق اساسی آنان نیز هستیم. کسانی که به رأی مردم معتقد نیستند و حاضرند در رأی مردم تصرف کنند یا آن را نادیده انگارند، با انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه اند؛ این راه و رسم ما است و صحبت ما همواره این بوده و هست: بیاییم قانون اساسی را به درستی اجرا کنیم.&lt;BR&gt;چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته می شود؟ مگر قانون اساسی حق فعالیت تشکل ها، اظهار نظر و حضور آزاد مردم را تصریح نکرده است؟ مگر ما با شیوه هایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند؟ مگر حضرت امیرالمؤمنین با بدترین مخالفانش برخورد می کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می شنید؟ &lt;BR&gt;چرا به قانون اساسی عمل نمی شود؟ قانون اساسی رأی مردم و انتخابات آزاد و رقابتی را حق مسلم آحاد جامعه دانسته و وظیفه مسلم برای مسؤولان نظام را توجه و احترام و صیانت از این حق دانسته است. حال اگر کسی معترض باشد که این اصل درست پیاده نشده، جواب خود را باید با برخوردهای تند و غیرقانونی بگیرد؟&lt;BR&gt;بیایید به قانون اساسی بازگردیم، البته در صورتی که تفسیرهای دل بخواهی از آن نشود و کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تأثیر و سیطره جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر این بازگشت صورت گرفت بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.&lt;BR&gt;ما دلمان برای ایران می سوزد؛ ایرانی که با استعدادها و امکانات منحصر به فردش باید سربلند و سرفراز باشد و متأسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته، بلکه بسیاری از آنها تلف شده و از بین رفته است. می توان قاطعانه گفت مسیری که در این مدت طی کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.&lt;BR&gt;آن چه برای ما مایه تأثر است اینکه رفتارهای صورت گرفته و سیاست های اتخاذ شده چهره نظام و جمهوری اسلامی را در دنیا خدشه دار کند. اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینه تر و سریع تر به هدف می رسیم و اگر نشویم این حرکت ادامه خواهد داشت، ولی با هزینه های بسیار زیاد و البته مسلم است که این حرکت از بین نخواهد رفت.&lt;BR&gt;مطمئن باشید نه مردم از این راه بر خواهند گشت و نه آن کسانی که با همه وجود به این راه اعتقاد دارند. فضای ایجاد شده و برخوردهای صورت گرفته می تواند به زیان همه تمام شود، نه فقط به زیان اصلاح طلبان یا به زیان مردم؛ گرچه خسارات بسیار بزرگی به مردم وارد شده، خون هایی به ناحق ریخته شده و بازداشت ها و فشارهای غیرقانونی صورت گرفته است.&lt;BR&gt;حداقل انتظار ما این بود که با تحولات صورت گرفته در قوه قضائیه شاهد دگرگونی رفتارها نسبت به روند دستگیری ها و بازداشت شدگان و نیز متجاوزین به حقوق مردم و جنایکاران و مجرمان باشیم و رفته رفته تغییرات اساسی در فضای بسیار مسموم حاکم بر جامعه را لمس کنیم، فضای خطرناکی که از سوی جریانی خاص که امکانات متعلق به ملت را در اختیار گرفته به آن دامن زده می شود؛ هنوز هم امیدواریم كه این تحول آغاز شود.&lt;BR&gt;امیدوارم در یک فضای امن و آزاد و با حفظ اصول و معیارها، همه کسانی که علاقمند به اسلام اصیل و ایران عزیز هستند و سرمایه های واقعی این مرز و بوم به شمار می آیند حق و حقوق مسلمشان را استیفا نموده، دوباره در عرصه حضور یابند و ما هم با موضع انتقادی و اعتراضی نسبت به روشهای موجود در صحنه حضور داشته باشیم. &lt;BR&gt;آنچه که امروز شاهد آن هستیم به هیچ روی مطابق معیارهای قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی نیست. اصلاحاتی که من از آن سخن می گویم اصلاح انحرافاتی است که از معیارهای اصلی قانون اساسی و راه امام صورت گرفته و معتقدیم هر انحرافی که در این زمینه به وجود آمده باید با انتقاد، با گفت و گو و با میدان دادن به کسانی که به راستی دلبسته انقلاب و جمهوری اسلامی هستند اصلاح شود. اگر راه اصلاح بر وفاداران به قانون اساسی و جمهوری اسلام بسته شود، راه برای جریاناتی باز خواهد شد که این اصول را قبول ندارند و نگرنی ما از این است که بزرگترین زیان و خسارت به اصل انقلاب و جمهوری اسلامی وارد شود که ان شاء الله اینچنین نخواهد شد. آنهایی که به این اصول و معیارها اعتقاد قلبی دارند، هرگز مأیوس نخواهند شد و البته باید به خدا توکل داشت، راه را به درستی تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای رسیدن به هدف در این راه درست را نیز داشت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; MARGIN-BOTTOM: 10px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; MARGIN-RIGHT: 10px; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; hspace=5 src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports___MG_9340[w250h250mresizeByMaxSize].jpg&quot; align=left vspace=5 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=ltr&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=ltr&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9643[w350h450mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9611[w350h450mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9606[w350h450mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9491[w350h450mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9302[w350h333mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9304[w350h333mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9323[w350h333mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9340[w350h400mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9364[w350h450mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9387[w350h333mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9457[w350h450mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9459[w350h450mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-BOTTOM: 10px; MARGIN: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; style=&quot;BORDER-RIGHT: #14537c 1px solid; PADDING-RIGHT: 1px; BORDER-TOP: #14537c 1px solid; PADDING-LEFT: 1px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #14537c 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #14537c 1px solid&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.baran.org.ir///site_files//cache/site_files__photo_reports_photos___MG_9490[w350h450mresizeByMaxSize].jpg&quot; border=0&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 14:06:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beheshtiyazdi&amp;postid=373</comments>
<dc:creator>beheshtiyazdi</dc:creator>
<guid>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-373.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پاسخ حضرت آیت الله العظمی صانعی به نامه جناب آقای مهندس میر حسین موسوی</title>
<link>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-372.aspx</link>
<description>بسمه تعالی&lt;BR&gt;حضور محترم دوست مکرم و متعهد و يار ديرينه امام امت (سلام الله عليه) جناب آقای مهندس ميرحسين موسوی (دام عزه)
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نامه حضرتعالی واصل گرديد، اميدواريم طرح و برنامه متين شما همراه با آگاه سازی بيشتر جامعه که هدف رسالت انبياء عظام، شهادت شهداء، تقوای متقين و عبادت اولياء الله می باشد، صورت گيرد و تحقق قسط به عنوان يک فرهنگ برای جامعه درآيد و مردم به حقوقشان نائل آيند «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ».&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بايد دقت نمود که از اهداف مهم هر طرح و برنامه اي، ايجاد وحدت و اتحاد بيش از پيش بين مظلومين باشد که منشاء همه خيرات همان اتحاد و اعتصام به حبل الله می باشد و لازم است مراقبت شود که خدای ناخواسته کلمه اتحاد و اعتصام به حبل الله سبب رخنه ظالمان و ستمکاران در صفوف مظلومان نگردد که نتيجه آن چيزی جز تداوم ظلم و ستم نخواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قم المقدسة&lt;BR&gt;يوسف صانعی&lt;BR&gt;1/7/1388&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 10:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beheshtiyazdi&amp;postid=372</comments>
<dc:creator>beheshtiyazdi</dc:creator>
<guid>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-372.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-370.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #339966; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=7&gt;&lt;STRONG&gt;حلول ماه مبارک رمضان ماه عبادت&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #339966; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=7&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #339966; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=7&gt;&lt;STRONG&gt; . تزکیه نفس . عید اولیاى الهى &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #339966; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#00ff00 size=7&gt;&lt;STRONG&gt;بهار قرآن. گلستان دعا و بوستان &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #339966; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=7&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #339966; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#00ff00 size=7&gt;&lt;STRONG&gt;مناجات با معبود مبا رک باد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 15:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beheshtiyazdi&amp;postid=370</comments>
<dc:creator>beheshtiyazdi</dc:creator>
<guid>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-370.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سخنان لقمان حکیم به فرزندش</title>
<link>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-369.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;دو چيز را فراموش نكن : ياد خدا و ياد مرگ . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt; چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع،&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt; دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Aug 2009 13:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beheshtiyazdi&amp;postid=369</comments>
<dc:creator>beheshtiyazdi</dc:creator>
<guid>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-369.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه مهدي كروبي به هاشمي رفسنجاني </title>
<link>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-368.aspx</link>
<description>حضور محترم آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني&lt;BR&gt;رياست محترم مجلس خبرگان رهبري&lt;BR&gt;با سلام و احترام&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بعد از برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري، حوادث تلخي به وجود آمد كه به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوي جنابعالي، هم از سوي افراد، گروه‌ها و رسانه‌هاي مختلف به آن پرداخته شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از دستگيري‌هاي بي‌حساب و كتاب، از ضرب و شتم و وارد كردن جراحات تا شهادت فرزندان اين كشور، از حمله به خانه‌هاي مردم تا فاجعه خونين كوي دانشگاه و برخوردهاي خشن و وحشت‌انگيز حتي با خانم‌ها در سطح خيابان‌هاي شهر- كه تاكنون سابقه نداشته است- رخ داد كه بسيار قابل تامل و پيگيري است. آنچه در اين ميان مطرح است در خصوص برخي از رفتارهاي شناعت‌آميز است كه اگر به طور متواتر از افراد مختلف كه در روزهاي اخير آزاد شده‌اند، نشنيده بودم، باورشان حداقل براي من و شما كه در طول قريب به نيم قرن سردي و گرمي روزگار را چشيده‌ايم سخت بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از برخوردهاي خشن و بي‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد كردن، آنچنان كه بعد از گذشت قريب به 40 روز همچنان اوضاعشان غيرعادي است و عوارض آن روي بدنشان قابل مشاهده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هتاكي و ابراز دشنام و فحاشي ركيك به افراد و نثار نواميس بازداشت‌شدگان و مردمي كه براي نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهايي كه در فرهنگ ديني و اسلامي هيچ يك از گروه‌ها جايي ندارد و نشان‌دهنده آن است كه افرادي براي اين كار استخدام شده‌اند كه حتي با اصول بديهي اسلام آشنايي ندارند و البته شايعاتي نيز مطرح شده كه فعلا به آن نمي‌پردازم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;احتمالا همانطور كه مطلع هستيد در اين خصوص چندي پيش نامه‌اي خطاب به رياست محترم قوه قضائيه ارسال كردم و جمعه هفته جاري همين نكات را به وزير معزول اطلاعات يادآور شدم كه روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما موضوعي را شنيده‌ام كه هنوز از آن بر خود مي‌لرزم. در دو روز اخير كه اين خبر را شنيده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو كه خود را براي خواب آماده مي‌كردم. به بسترم رفتم ولي خدا شاهد است كه بدون ذره‌اي مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت 4 بامداد كه مجددا بلند شدم كمي قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب كمي آرامم كند، حتي نماز صبح را نيز خواندم و تا نزديكي‌هاي طلوع آفتاب خوابم نبرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افرادي اين مطالب را به من گفته‌اند كه داراي پست‌هاي حساس در اين كشور بوده‌اند. نيروهاي نام و نشان داري كه تعدادي از آنها نيز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. اين افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقي در زندان‌ها رخ داده است كه چنانچه حتي اگر يك مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه‌اي است براي جمهوري اسلامي كه تاريخ درخشان و سپيد روحانيت تشيع را تبديل به ماجراي سياه و ننگين مي‌كند كه روي بسياري از حكومت‌هاي ديكتاتور از جمله رژيم ستمشاهي را سفيد خواهد كرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گمان نمي‌كنم زندانيان دوران 15 ساله مبارزات قبل از انقلاب كه از افراد توده گرفته تا گروه‌هاي مسلح مبارز التقاطي تا اعضاي نهضت آزادي و موتلفه و حزب ملل اسلامي كه در زندان با هم زندگي كرده‌اند، ديده يا شنيده باشند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اينجانب اين مطالب را براي شما مي‌نويسم و مصرانه مي‌خواهم روي اين قضيه اقدام و به صورتي كه صلاح مي‌دانيد با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مطرح فرماييد و با جديت پيگير شود تا روشن گردد اگر چنين اتفاقي نيفتاده كه ان‌شاءالله هم نيست و بعيد مي‌دانم باشد، اعلام شود، چرا كه در همين جامعه امروز و توسط خود بچه‌هاي بازداشتي در رسانه‌ها و سايت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نيست آيندگان چه قضاوتي با شاخ و برگ دادن آن خواهند كرد. همچنان كه جمهوري اسلامي و روحانيت مظلوم نيز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خداي ناكرده رخ داده باشد، سريع با عوامل آن در هر جايگاهي برخورد و اعلام شود تا در شرايط فعلي كه بازار شايعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان كه لازم است ترتيبي اتخاذ گردد تا اين اقدام از سوي هياتي عاليرتبه صورت گيرد تا افراد مورد بحث جرات بيان حقايق را داشته باشند چرا كه شنيده‌ام تهديد شده‌اند كه اگر مطلبي در اين خصوص بيان نمايند، نابود خواهند شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جناب آقاي هاشمي&lt;BR&gt;اينجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و اين همه فداكاري‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الي الله، به‌رغم آنكه در شأن من نيز نمي‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاري‌ها و به‌رغم آنكه مي‌دانم به حيثيت اينجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسووليت تحقيق و بررسي جهت تعيين صحت و سقم اين حوادث و اخبار رسيده را بر عهده گيرم و تعهد شرعي مي‌نمايم بدون حب و بغض و با رعايت كمال انصاف به بررسي و ارائه گزارش بپردازم.....&lt;BR&gt;در پایان این نامه آمده است:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با توجه به اهميت مساله انتظار است اين اقدام توسط هياتي بي‌غرض و شفاف از طرف رئيس مجلس خبرگان رهبري مورد بررسي و پيگيري تا حصول نتيجه قرار گيرد. تا درسي براي آيندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشي از اين دست ندهد تا آبروي نظام و امام و جمهوري‌اسلامي را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانيت را مخدوش نمايند. به عنوان آخرين مطلب نيز يادآور مي‌شوم از اين نامه دو نسخه تهيه گرديده كه يكي مهر و موم شده براي جنابعالي ارسال و ديگري نزد بنده قرار دارد.&lt;BR&gt;با آرزوي توفيق&lt;BR&gt;مهدي كروبي&lt;BR&gt;7/5/1388</description>
<pubDate>Thu, 13 Aug 2009 15:49:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beheshtiyazdi&amp;postid=368</comments>
<dc:creator>beheshtiyazdi</dc:creator>
<guid>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-368.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-367.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 452px; HEIGHT: 295px&quot; height=276 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://farm1.static.flickr.com/49/151126371_9c3045042b.jpg?v=0&quot; width=192 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i21.tinypic.com/dzte8m.gif&quot; align=baseline border=0&gt;میلاد باسعادت &lt;FONT color=#3366ff&gt;امام زمان (عج)&lt;/FONT&gt;مبارک.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 07:14:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beheshtiyazdi&amp;postid=367</comments>
<dc:creator>beheshtiyazdi</dc:creator>
<guid>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-367.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بيانيه مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صانعي در پي برگزاري دادگاه هاي پس از انتخابات دهمين دوره ري</title>
<link>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-366.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=explain style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; width=&quot;80%&quot; align=center&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD height=10&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;باسمه تعالي&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;«وَلاَ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِن دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ» &lt;FONT size=1&gt;(113/هود)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;تاريخ انقلاب اسلامي پس از رفراندم قانون اساسي، حضوري باشکوهتر و با عظمت تر از انتخابات 22 خرداد را به ياد ندارد. روزها و شبهايي را به ياد داريم که پسران و دختران، مادران و پدران و حتي آنهايي که نمي توانستند در انتخابات مشارکت کنند ، چنان شور و شعفي را به پا ساخته بودند و چنان از آرمانهاي بزرگ معمار و بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (سلام الله عليه) به بزرگي و خوبي ياد مي کردند که انسان از آن همه عظمت ، وحدت و يکپارچگي به وجد مي آمد.&lt;BR&gt;آري، همه به نام دين و به نام آزادي برخاسته از اصول تشيع و براي پاسداري از آرمانها و ارزشهاي شهيدان بخون خفته آمده بودند تا بار ديگر آن هم پس از سي سال به دنيا نشان دهند که آزادي موهبتي است خدادادي و هيچ کس نمي تواند مانع و سلب کننده آن از درياي انسانها باشد. اما چه شد؟ به ناگهان فرزندان انقلاب به گوشه هاي زندان افتادند. جوانان عزيز طعم تلخ باتوم و گاز اشک آور را تجربه کردند و به ناگاه مجروحان و شهدايي بر جاي ماند. اين همه تنها به خاطر اين بود که مشروعيت انتخابات مورد پرسش واقع شده بود. و آيا سزاوار بود که پاسخ انتقاد و اعتراض آنها را چنين بدهيم و ناخواسته ايجاد بحران نماييم و تمام آن اعتراضها را به دول خارجي نسبت داده و بي محابا از سرنوشت محتوم تمام مستبدان و ظالمان ، آنها را وابسته به دنياي غرب بپنداريم؟ ظلم و تعدي تا آنجا پيش رفت که شاهد دادگاه کساني شديم که خود در تمام حوادث پس از انقلاب و دوشادوش تمام مسوولان حضوري فعال و چشمگير داشتند. دادگاهي که هويت و چگونگي آن از پيش مشخص بود،تا جايي که شاهديم نه تنها به مردم، بلکه به نخبگان آنان و کساني که عمر و جواني خويش را وقف خدمت به اسلام، انقلاب و جمهوري اسلامي نموده اند، نيز رحم نکردند و آنها را با انواع فشارهاي روحي و رواني و نگه داشتن طولاني مدت در سلول هاي انفرادي و قطع ارتباط با خارج از سلول و بي خبر نگه داشتن از همه مسائل روبرو ساختند و مهمتر از همه، خانواده هاي بي گناه آنها را از سرنوشت عزيزانشان بي خبر گذاشتند.&lt;BR&gt;با توجه به آيه شريفه قرآن که به طور صريح و روشن هرگونه اعتنا به ستمکاران و ظالمان و اعتماد بر آنان را به خاطر جهاتي از جمله افزايش جرأت ظالمان و سرکوبگران آزادي هاي خداداي، گناهي خطرناک دانسته و با عنايت به کتاب و سنت و عقل، بر خود لازم مي دانم که يک وظيفه شرعي و حکم الهي را در شرائط امروز و مخصوصاً در رابطه با جلسه دادگاه حدود يک صد نفر از متهمان تذکر دهم. دادگاهي که اگر نگوييم در نظام قضايي جهان کم سابقه است، حد اقل در قضاي اسلامي بي سابقه و بدعتي نو به شمار مي آيد و قطعاً با گناهاني همراه مي باشد.&lt;BR&gt;اما آن نکته اي که بايد به آن توجه کرد، صحت اين اعترافات نيست ، مسئله اي که بي ارزش بودن آن برهمگان روشن است، آن هم تنها به اين دليل که در زندان گرفته شده و حسب فرموده امير المؤمنين (عليه السلام) اقرار در زندان و حبس اعتبار نداشته و ندارد، و نه از آن جهت که عمده اعترافات گرفته شده، اقرار در حق ديگران است، که نه تنها بي ارزش، بلکه افترا و تهمت، معصيت کبيره و بر خلاف همه قوانين، حقوق و کرامت انسان هاست و همه کساني که به نحوي در نشر اين گونه اعتراف ها دخيل بوده اند، در گناه آن ها شريک و سهيم مي باشند و همه آن ها مستوجب عذاب افترا و تضييع آبروي مردم هستند، موضوعي که در اسلام از جان انسانها بالاتر است و خواه ناخواه در زماني نه چندان دور، قبل از جزاي آخرت، کيفر و جزاي عمل خائنانه خود را در اين دنيا ودر محکمه اي صالح و عادلانه خواهند ديد.لکن نکته مهمي که بايد مورد توجه قرار گيرد، عبارت از بي اعتنايي به اين اعتراف گيري ها و عدم ترتيب اثر به آن هاست که ترتيب اثر دادن به آن ها هر چند بسيار ناچيز باشد، اعتماد و اعتنا به ظالمين به حقوق ملت و کرامت انسان ها بوده و مخالفتي روشن و آشکار با قرآن و وحي و حکم الهي مي باشد.&lt;BR&gt;درخاتمه همگان بايد از خداوند توانا بخواهند تا استقامت همراه با مسالمت در راه احقاق حق و حاکميت بر سرنوشت خويش را به ما ارزاني دارد و از او متضرعانه بخواهيم که به برکت ايام با برکت شعبانيه و مولود منجي عالم بشريت، به ملت ما صبر و نصر و جزاي خير عنايت فرمايد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT size=3&gt;يوسف صانعي&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;14/مرداد/1388&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;13شعبان المعظم1430&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 05:15:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beheshtiyazdi&amp;postid=366</comments>
<dc:creator>beheshtiyazdi</dc:creator>
<guid>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-366.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حضرت آيت الله جناب آقاي‌هاشمي شاهرودي </title>
<link>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-365.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;حضرت آيت الله جناب آقاي‌هاشمي شاهرودي &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;رياست محترم قوه قضائيه ‏ &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;با سلام و تحيات&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;به خاطر دارم نيمه ارديبهشت 1358 براي زيارت عتبات عاليات به نجف اشرف مشرف شدم. در بدو ورود مرحوم شهيد آيت الله سيد محمد باقرصدر طاب ثراه نگارنده را سرافراز فرمودند و به همراه يکي از دوستان مشترکمان به محل اقامت اينجانب تشريف فرما شدند و زيارت ايشان نصيبم شد. چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي که هرگز از خاطرم نمي‌رود. ايشان از مباحثات با ابن عمّشان امام موسي صدر، و يادداشت‌هاي درس مرحوم والدما، آموزگار جاودان فقاهت مکتب قم‎ «آيت الله سيد محمد محقق داماد» و نظريات جديد مطروحه در اين مکتب سخن گفتند. از استاد مرتضي مطهري که شهادتشان تازه رخداده بود و نظراتشان گفتگو به ميان آمد. آنگاه ايشان خطاب به اينجانب فرمودند «اين روزها آقاي سيد محمودهاشمي که گويي فرزند من است براي حفظ جانش عراق را به قصد قم ترک کرده است و نويد دادند که ايشان مي‌تواند صديق همفکرگرانبهايي براي شما باشند». من که ناديده خريدار شده بودم نخستين بارکه جنابعالي را در قم زيارت کردم، درست همان يافتم که فرموده بودند. اينک به حکم ولايت دوستي، و با استفاده از حقوق شهروندي، مايلم که بي پرده سطور زير را به عرض برسانم:‏&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;حضرت آيت الله&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;به عقيده اينجانب بالاترين و بزرگترين ره آورد تحولات قرن حاضر براي بشريت معاصر قواعد جزاي عمومي و آئين دادرسي کيفري است. اين گفته حقوقدانان جهاني به هيچوجه گزاف نيست که ارزيابي نظام قضايي و حقوقي يک جامعه بر محور قواعد جزاي عمومي و آئين دادرسي کيفري و اجراي آن در جامعه دور ميزند و برهمين محور بايد سنجيده شود.‏&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;‏ به موجب اين گونه اصول قانوني است که اشخاص مي‌دانند چه عملي جرم است تا اگر مرتکب شوند مجازات مي‌شوند و اگر اجتناب کنند با خيال راحت مي‌توانند در کنار خانواده با آرامش به زندگي ادامه دهند و کسي به آنان کاري ندارد؟ و در فرض ارتکاب به چه مجازاتي مجازات مي‌شوند و چگونه و با چه آداب و موازيني مجازات بر آنها اجرا مي‌گردد؟ و اگر متهم شدند از چه حقوقي برخوردارند و چگونه دردوران اتهام با آنان برخورد مي‌شود و چگونه آنان مي‌توانند دفاع کنند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;معتقدم اين نظامنامه‌ها هرچند نگارش و تنظيم آن در قرن حاضر انجام گرفته، ولي مباني و اصول آن چنان عقلاني است که نمي‌تواند با تعليمات راقيه اسلام متکي بر اجتهاد مفتوح شيعي منطبق نباشد. و لذا در دوران سابق مورد تاييد فقيهان بزرگ زمان خويش نظيرآيت الله نائيني و آيت الله مدرس اعلي‌الله مقامهم و خوشبختانه پس از انقلاب اسلامي مورد تاييد مراجع رسمي قرار گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;معتقدم که محور اصلي خواسته ملت ايران در انقلاب مشروطيت تحت عنوان تشکيل عدالت خانه در واقع تقنين همين اصول و موازين بوده و در انقلاب اسلامي هم، ما شاهد بوديم که يکي از انگيزه‌هاي خيزش مردمي نقض همين اصول در بيدادگاههاي اختصاصي بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;جناب آقاي‌هاشمي شاهرودي‏&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;‏ تحمل بفرمائيد که به صراحت به حضورتان عرض کنم که درزمان شما، نه نظرا بلکه عملاً، اين رکن اساسي امنيت اجتماعي نه تنها متزلزل بلکه در ملاء‌عام ويران شد، و اين بهاي کمي نبود که ملت ايران پرداخت کرد. ‏&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;‏توجيه شرعي نقض قواعد عمومي جزا و اصول محاکمات توسط برخي از دوستان، که فقاهت آنان را اگر بپذيرم درايت و آگاهي آنان را هرگز نخواهم پذيرفت، هرچند ممکن است ارائه و برآن اصرار شود. ولي شما مرا مي‌شناسيد که فرزند فقاهتم، و ديرينه اين درگاهم، فقيهان واقعي را از فقهيان رسانه‌اي بخوبي تشخيص مي‌دهم. با شناختي که اينجانب از جنابعالي دارم، شما از آن دسته فقيهان نيستيد، و امکان ندارد که از نظر فکري بتوانيد با آناني همراه شويدکه توجيه گر شرعي اينگونه نقض قوانينند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;سخنراني شما در سال 1373 در محل کار اينجانب فرهنگستان علوم پيرامون محدوده تمسک به مصلحت ثبت و ضبط است و بعيد مي‌دانم که در تقلب احوال تغيير نظري برايتان حاصل شده باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;چند روز پيش در جلسه‌اي با حضور چند تن از مسئولان نسبتاً بالاي نظام سخن از اخبار وقايع اسفبارِ روز و ستمي که بر مردم رفته است، در ميان بود. اخباري که به‌طور مستفيض و بلکه متواتراجمالي ثبوت آن مسلم و انکار آن غير ممکن بود،(باز هم خدا کند دروغ باشد). ناگهان يکي از ذوات محترم سکوت را شکست و با نگاهي عاقل اندر سفيه رو بمن کرد و با پوزخندي معني‌دار گفت اين اعمال که توجيه شرعي دارد!!! خدا مي‌داند چنان مغز استخوانم را سوزاند که هنوز بيقرار و ناآرامم. ياد جمله حضرت مولا(ع) افتادم که فرموده است:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;ولوکان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان عندي ملوما بل کان عندي جديرا.(نهج البلاغه)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;مورخين آورده‌اند که وقتي حجاج بن يوسف ثقفي بدستور عبدالملک مروان خليفه اموي، براي ايجاد خفقان و اسکات معترضين، همراه چند جلاد وارد کوفه شد مستقيما به مسجد آمد و مردم را فراخواند سپس بالاي منبر رفت و اعلام داشت «هان‌اي مردم! نه به کودکانتان رحم مي‌كنم ونه به پيرانتان!. بيگناهتان را به جاي گناهکار مواخذه خواهم کرد و به صرف گمان تحويل جلادان خواهم داد(آخذ بالتهمة واقتل بالظنه)، همه اين‌هااز اختيارات من است و هرچه من مصلحت بدانم عين شرع است!!!»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;تفکر فوق دقيقا همان بافته و تافته تفقه مبتني بر کلام اشعري است که نتيجه‌اش در کتاب المستظهري غزالي به خوبي مشهود مي‌گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;اگر خداي ناکرده قواعد عمومي جزا و اصول محاکمات رعايت نشود و يا نقض قوانين با توجيهات ضداخلاق انساني موجه گردد، زندگي به همين شرايط تلخ (العياذ بالله) باز مي‌گرددکه مرگ بهتر ازآن زندگي است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;ما که به پيروي از اهل بيت عصمت و طهارت(ع) و اجتهاد مفتوح مبتني برکلام عدليه مبتهج و بر آن مفتخر و شاکر اين نعمت بزرگ هستيم، هرگز مجاز نيستيم که در تشخيص حسن عدالت و قبح ستمگري که مردم خردمند ملتمان خودشان به بداهت درک مي‌كنند قيمومت شرعي نمائيم و تفکر آنان را تعطيل کنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;حضرت آيت الله&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;حضرتعالي خدمات شگرفي در دستگاه قضايي البته که انجام داده‌ايدکه انکار آن ناسپاسي است، ولي با کمال تأسف وقايعي در دوران رياستتان به خصوص در روزهاي اخير رخداد که ملت ايران طعم تلخش را هيچگاه از ياد نخواهد برد. وقايعي که چه به دست کارگزاران قوه مجريه انجام يافته باشد و چه بدست ضابطين قضايي و چه بدست دارندگان پايه قضايي همه و همه مسئولش قوه قضائيه‌اي است که شما مسئوليتش را به عهده داشتيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;حضرت آيت الله!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;مطمئن باشيد شما در راس قوه‌اي قرار داشتيد که عليرغم همه ويراني‌ها و خرابي‌ها به دليل طبع کار و ساختار باقيمانده از پيش هنوز هم قضات شجاع، متشخص، پاکدامن و داراي و ثاقت قضايي وجوددارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;شما مي‌توانستيد با حمايت از استقلال قضايي بسياري از مشکلاتي که ساعت‌ها وقت قوه مقننه را مي‌گرفت و از کارهاي مهمتر باز مي‌داشت به آساني حل کنيد، که نکرديد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;شما در حوادث اخير مي‌توانستيد آمرين قانوني در هر پست و مقامي که هستند و مامورين متخلف از موازين اخلاقي را به دست قضات شريف آگاه به قوانين محاکمه کنيد که لااقل تا امروز که واپسين روزهاي رياستتان است، نکرده‌ايد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;شگفتا! کار قوه قضائيه به جايي رسيده که از يکسو توسط ائمه جمعه موقّته توصيه به بي‌رحمي شوند و حديث شريف لا دين لمن لا رحم له را فراموش کنند و يا به «گرفتن اعتراف!!» مفتخر گردند و از سوي ديگر توسط رياست قوه مجريه به رعايت رافت اسلامي و کرامت انساني مورد خطاب قرار گيرند. البته بسيار خوب سفارشي بود که ايشان فرمودند-شکرالله سعيهم- ولي آيا بهتر نبود که رئيس‌جمهور دولت نهم به جاي چنين خطاب بشر دوستانه به جنابعالي يا لا اقل در جنب آن، عتاب قانوني به وزير کشورشان مي‌كردند و وي را تحويل دستگاه عدالت مي‌دادند؟ وزيري که تحت مسئوليت وي چنين وقايع شرم‌آوري اتفاق افتاده است مگر مي‌تواند مسئول نباشد؟ آيا اين نتيجه تاخير حضرتعالي در اقدام قضايي نيست؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;به موجب قوانين مدون مملکتي کليه زندان‌هاي کشور زير نظر قوه قضائيه اداره مي‌شود، و مسئوليتش با اين قوه مي‌باشد. آيا بهتر نبودکه قبل از صدور فرمان مقام معظم رهبري مبني بر تعطيل «زندان کهريزک»، شما خودتان دستور بازرسي صادر مي‌فرموديد و چنانچه آنرا فاقد معيارهاي لازم مي‌ديديد مبادرت به تعطيل آن مي‌كرديد؟ شما آنقدر تاخير فرموديد تا اين مدخل در دائرة المعارف‌هاي جهاني بنام حکومت ديني ايران در کنار مدخل‌هاي زندان‌هاي گوانتانامو و ابوغريب در زمان معاصر با کمال تأسف وارد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;از منبع موثقي شنيدم که يکي از مراجع تقليد معاصر که از راه دور محاکمه‌اي که از سيماي ايران پخش مي‌شد پيگيري مي‌كردند، به همان منبع فرموده بودند که بهتراست لااقل اين محاکمات را که ننگي است براي قضاي اسلامي!! از تلويزيون پخش نشود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;عزيزاني که با زندگي صاحب اين قلم آشنايند مي‌دانند که صراحت وي تازگي ندارد و سوابق اوراقي که تحت عنوان گزارش خطاب به شوراي عالي قضايي وقت و يا صاحبان مناصب اجرايي نگاشته شده و در بايگاني سازمان بازرسي کل کشور علي القاعده موجود است، گواه و اثبات کننده اين مدعاست. صاحبان مناصب اجرايي آنزمان که در عمل به گزارشات اين ناصح مشفق و درخواست خالصانه وي مبني بر اجراي صحيح قوانين را اهتمام نکردند و آنروز او را در پافشاري بر نهادينه کردن زندگي مدني و تحت لواي قانون را ياري ننمودند، امروز گرفتار کمند نقض قوانين شده‌اند. و باز هم معتقدم نقض قانون به نفع هيچکس نخواهد بود هرچه در آن تاخير شود ظلم و ستم به همه مي‌باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;از اينکه سخن به درازا کشيد عذر مي‌خواهم. آنچه عرض شد دراين روزهاي آخرين مسئوليت حضرتعالي هر چند نوشداروي پس از مرگ سهراب است. ولي به هرحال اين سطور شايد براي آيندگان مفيد و براي شما نقطه افسوسي باشد که ايکاش در حوزه علميه به کار تدريس و پژوهش ادامه داده بوديد و هرگز به اين ورطه خطير پاي نمي‌نهاديد و به همان نقطه اميد استاد شهيد بزرگوارتان واصل مي‌شديد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;عريضه را با بيتي از غزل خواجه شيراز به آخر مي‌برم:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;BR&gt;به قد و چهره هرآنکوکه ماه مجلس شد&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;جهـان بگيـرد اگر دادگستـري دانـد&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;BR&gt;سيد مصطفي محقق داماد&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;11مرداد88&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;BR&gt;---------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;درباره استاد محقق داماد:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیت‌الله سیدمصطفی‌ محقق‌ داماد (احمد آبادی)، (زادهٔ ۱۳۲۴ خورشیدی) فرزند آیت‌الله سید محمد داماد، مجتهد، حقوق‌دان و استاد حوزه و دانشگاه است. وی استاد دانشکدهٔ حقوق دانشگاه شهید بهشتی و عضو فرهنگستان علوم ایران است. محقق داماد در ۱۳۲۴ شمسی‌ در قم به‌ دنیا آمد. علوم دینی را نزد استادان بزرگ حوزه علمیه قم فرا گرفت و علاوه بر آن در دانشگاه تهران به تحصیل حقوق و فلسفه اسلامی پرداخت و به اخذ درجه فوق لیسانس در هر دو رشته نائل گردید. وی، مطالعه و تحصیل در رشته حقوق را پی‌گرفت و از دانشگاه لوون بروکسل درجه دکترا دریافت کرد. وی پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی در سمت‌های گوناگون اجرائی، قضایی و فرهنگی ایفای نقش کرده‌است، از جمله مدت‌ها ریاست سازمان بازرسی کل کشور را عهده‌دار بود و اینک به عنوان استاد و رئیس گروه حقوق دانشگاه، رئیس گروه علوم و معارف اسلامی فرهنگستان علوم ایران، ریاست گروه حقوق سازمان مطالعه و تدوین کتابهای علوم انسانی دانشگاه‌ها، عضو هیئت داوران خبرگان بدون مدرک، عضو شورای علمی مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، سردبیر فصلنامه فرهنگستان علوم و... به خدمات علمی و فرهنگی ادامه می‌دهد. وی علاوه بر بهره‌گیری از دو نظام آموزشی حوزه و دانشگاه، به‌زبانهای عربی، انگلیسی مسلط است و با زبان فرانسه آشنایی دارد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 05 Aug 2009 06:49:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beheshtiyazdi&amp;postid=365</comments>
<dc:creator>beheshtiyazdi</dc:creator>
<guid>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-365.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه کروبی به وزیر اطلاعات</title>
<link>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-364.aspx</link>
<description>بسمه تعالي
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;حجت الاسلام‌و‌المسلمين جناب آقاي محسني اژ‌هاي &lt;BR&gt;وزير محترم اطلاعات &lt;BR&gt;با سلام و تقدير از زحمات شما و همکارانتان و دلسوزان وزارت اطلاعات&lt;BR&gt;اين روزها از آنچه که به ناحق بر مردم فهيم و با شعور ايران گذشت بسيار سخن گفتيم، ولي هنگامي که در اين ايام به گفت و گو با زجرکشيدگان روز‌‌هاي تلخ پس از انتخابات رياست‌جمهوري دهم که روزهايي را به جرم اعتراض به نتيجه يک انتخابات در زندان گذاراندند نشستم بسيار متاسف شدم از سرنوشتي که بر جمهوري اسلامي ايران مي‌گذرد. چنين بود که تصميم بر آن گرفتم تا با نگارش نام‌هاي از سر دلسوزي و دفاع از آرمان‌‌هاي بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران و خون پاک شهدا نکاتي را يادآور شوم. &lt;BR&gt;اما چرا شما را خطاب نامه دلسوزانه خود قرار دادم شايد بگوييد که بهتر بود به روساي سه قوه اعتراض و انتقاد خود را بيان مي‌کردم اما براي اين هم توضيحي دارم. اول انکه رياست محترم قوه مجريه را فردي برآمده از راي ملت نمي‌دانم و از انجا که دولت او را مشروع و قانوني نمي‌خوانم نام‌هاي هم به او نخواهم نوشت. دوم انکه جناب آقاي آيت الله سيد محمود‌هاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضائيه نيز در پايان دوران مسووليت خود به سر مي‌برد و اين روزها سخت مشغول روند انتقال مديريتي و چه بسا راحت شدن از هم و غم دنياست و سوم آنکه جناب آقاي دکتر علي لاريجاني رياست محترم قوه مقننه نيز در مظان اتهام اصولگراياني است که او را به جرم آزاد انديشي به نقد مي‌کشند. پس چار‌هاي نبود جز انکه با شما به عنوان وزير اطلاعات کشور سخن بگويم. از طرفي ديگر، اين را فراموش نمي‌کنم شما يک روحاني هستيد که سالها در قوه قضاييه حضور داشته و سوابقتان شما را فردي با تکليف و پايبند به اصول اعتقادي، ديني و قانون جمهوري اسلامي ايران معرفي مي‌کند. &lt;BR&gt;بنابراين جنابعالي که خود از دلسوزان نظام هستيد به خوبي به اين امر واقفيد که حفظ ثبات و امنيت نظام ريشه در تدوين برنامه‌‌هاي اطلاعاتي و امنيتي دارد که مبتني بر مصلحت عمومي جامعه و جلب رضايت احاد مردم براي حفظ منافع ملي باشد، اما آنچه که امروز شاهد آن هستيم با سوابقي که از شما عنوان کردم در تضاد وتناقض است. اينک سيستم اطلاعاتي و امنيتي کشور به غير‌شفاف‌ترين و مخوف‌ترين ابزار براي سرکوب مردم تبديل شده است. هرچند که گلايه چنداني از شما نيست چرا که دستگاه‌هاي موازي گاه به نام اين وزارت خانه چنين اقداماتي را طراحي مي‌کنند ولي اين جاي بسي تاسف است که شما به عنوان وزير محترم اطلاعات هر بار نسبت به آن ابراز بي اطلاعي و سلب مسووليت مي‌کنيد و البته در مواردي اظهار داشتيد که اين اقدامات در حيطه اختيارات شما نبوده است. اينک دستگاه اطلاعات وامنيت با فراموش کردن مصلحت عمومي جامعه چنان عمل مي‌کند که به سختي مي‌توان از آن دفاع کرد و تنها بايد وجدان بيدار جامعه و شخص جنابعالي را به داوري دعوت کنم. &lt;BR&gt;آنچه که طي ماه‌هاي اخير بر مردم ايران گذشت آيا منطق با قانون و بر مصلحت منافع ملي بود. آيا حوادث اخير تکرار همان ماجراي حمله وحشيانه به کوي دانشگاه و قتل‌‌هاي زنجير‌هاي از جمله کشته شدن آقاي فروهر و همسرش و قتل زهرا کاظمي نبود از آن حيث که هيچ گاه عاملان آن شناسايي نشدند و حتي پيگيري آن توسط مسوولان به فراموشي سپرده شد؛ اينک به نظر مي‌رسد که تاريخ در حال تکرار است. هرچند که اگر عوامل امنيتي و اطلاعاتي در سال‌هاي گذشته جهت حفظ و درک موقعيت نظام اسلامي وحقوق مدني مردم نسبت به شناسايي عوامل ريش‌هاي آن حوادث اقدام ميکردند و ريشه‌‌هاي فساد را مي‌خشکاندن ديگر شاهد تکرار حوادثي مشابه نبوديم. عدم برخورد قاطع وزارت اطلاعات با عاملان حوادثي که در گذشته روي داد موجب آن شد تا يکسري عوامل خودسر رشد کرده و با خوراندن معجون وحشت و قدرت صرفا صورت مساله را پاک نموده و با استفاده از نجابت و گذشت مردم همه چيز را به فراموشي بسپارند تا اين آتش زير خاکستر و اين ميکروب خطرناک و ضد انساني و اين دمل چرکين در وقت مناسب و هرجا که قدرت ظهور و بروز پيدا مي‌کند بار ديگر جامعه را غافلگير کرده و چهره زشت و کريه خود را براي ايجاد رعب و وحشت و سرکوب مردم به نمايش بگذارد. &lt;BR&gt;در چنين شرايطي است که هر حادثه غم انگيزي به مانند حوادث اخير روي دهد کسي مسوول انچه روي داده است نخواهد بود و همه از آن سلب مسووليت مي‌کنند. اين بر عهده وزارت اطلاعات است که عاملان اين حوادث را شناسايي و معرفي کند نه انکه با نمايش‌هايي خودساخته عاملان حوادث را به منافقين وتروريست‌هايي مجهوالهويه نسبت دهند. چرا هيچ گاه اقداماتي که از سوي نيرو‌هاي تحت عنوان لباس شخصي‌ها و بسيج انجام مي‌شود مورد بررسي قرار نمي‌گيرد؟ چنين است که پس از روي دادن حادثه تلخ شهادت دختر بي گناه ندا آقا سلطان محمود احمدي نژاد در مقام رئيس دولت نهم به رياست قوه قضائيه نامه مي‌نوسيد و خواستار شناسايي عاملان قتل وي مي‌شود و يا انکه سرلشکر فيروز آبادي فرمانده کل نيرو‌هاي مسلح طي نگارش نام‌هاي به امام زمان (عج) از کشتار نيرو‌هاي تحت لواي خودش گلايه مي‌کند. اگر چنين باشد که هرگاه چنين حوادث تلخي روي دهند عامل آن هرگز شناسايي نخواهد شد و عوامل چنين حوادثي آزادانه زندگي کرده و البته تقويت هم مي‌شوند. بنابراين اين وظيفه وزارت اطلاعات است که عاملان اين حوادث را شناسايي و يا از وقوع آن جلوگيري کند. &lt;BR&gt;جناب آقاي محسني اژ‌هاي &lt;BR&gt;متاسفم بگويم که درد‌ها بيشتر از آن است که اشاره شد. امروز دستگاه اطلاعاتي و امنيتي به مرکزي تبديل شده که شائبه‌هايي درباره عملکرد آن شکل مي‌گيرد. گاه احساس مي‌شود که مهم ترين دستگاه اطلاعاتي کشور آنچنان که بايد به رسالت خود عمل نمي‌کند و تمام توان خود را مصروف تنش‌‌هاي سياسي فعلي کرده است؛ گويا تنها ماموريت اين وزارتخانه اين است که در عرصه انتخاباتي تمام همت خود را براي حفاظت از يک فرد و حذف ديگران به کار بندد بي انکه پاسخگوي حوادثي که روي داده است باشد و در جهت احقاق حقوق تضييع شده مردم حرکت کند. والاسفا که امروز دستگاه‌هاي موازي اطلاعات به بهانه عمل به رسالت دفاع از امنيت و ثبات نظام اقداماتي را انجام مي‌دهند که دل هر انساني را به درد مي‌آورد و جاي تعجب است که مسوولان اطلاعاتي کشور از آن بي‌خبر هستند و يا حساسيتي بدان نشان نمي‌دهند! امروز جوانان اين مرز و بوم را تحت عنوان نيروي امنيتي و اطلاعاتي کتک مي‌زنند و در بازداشت گاه‌هاي غيرقانوني نگهداري مي‌کنند و بدترين شکنجه‌ها روحي و رواني و رفتار‌هاي خشن را با آنها انجام مي‌دهند بي انکه پاسخگوي انچه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي مي‌کنند باشند. اينک کار به جايي رسيده است که کساني که در زندان اوين به سر مي‌برند اين شانس حضور خود در اوين و گرفتار نشدن در بازداشتگاه‌هاي غير‌قانوني را رحمت خداوند مي‌نامند. &lt;BR&gt;جناب آقاي محسني اژ‌هاي آيا اين است رسالت امنيتي شما، که جوانان بي گناه ايراني را تنها به جرم اعتراض به انتخاباتي که نتيجه‌اش را قانوني و مشروع نمي‌دانند تحت عنوان نيروي امنيتي و اطلاعاتي در خيابان‌ها کتک زده و آغشته به خون به زندان‌ها منتقل کنند و ماهها بلاتکليفي را به آنان تحميل کرده و خانواده‌هايي را نگران سازنند. آيا اين است رافت اسلامي که دختران و پسران ما را در زندان‌ها به قتل برسانند و آن گاه از ارتکاب چنين جرمي سلب مسووليت کنند و آن گاه به مظلوم نمايي در دفاع از نيرو‌هاي خودسر و غير مسوول تحت لواي خود بپردازنند. آيا شما تاکنون به پشت در‌هاي زندان اوين و دادسراي انقلاب رفته‌ايد تا شاهد چشم‌‌هاي اشک بار مادران و پدران و يا همسران و فرزنداني باشيد که به دنبال کسب حتي کوچکترين خبري از زنده بودن عزيزانشان هستند؟ شما لحظ‌هاي خود را جاي آن پدران و مادران نگراني بگذاريد که اينک بيش از يکماه است که از فرزندان و يا همسران خود بي خبر هستند و آنگاه ماموران زندان اوين و دادسراي به جاي ياري رساندن به آنها براي رفع نگراني‌شان با پرخاشگري با آنان برخورد کرده و پراکنده‌شان مي‌کنند. تازه اين انچه است که پشت در‌هاي اوين مي‌گذرد و والاسفا که بسياري از خانواده‌ها حتي نمي‌دانند که فرزندان و يا همسرانشان در کجاي اين شهر نگهداري مي‌شوند و جاي تاسف است که امروز حتي مرجعي را نمي‌شناسند که بدان شکايت ببرند. چرا که قوه قضائيه سلب مسووليت مي‌کند و وزارت اطلاعات هم پاسخگو نيست. آيا شما به عنوان وزير اطلاعات از سرنوشت کساني که مفقود شده‌اند و يا در زندان‌‌هاي غير رسمي کهريزک، شور آباد و سوله‌‌هاي اطراف شهر تهران نگهداري مي‌شوند خبر داريد؟ (به نقل از منابع موثق) آيا تاکنون بر رفتار‌هاي غير متعارف نيرو‌هاي نظامي و شبه‌نظامي با بازداشت شدگان قبل از انکه به زندان‌ها تحويل داده شوند نظارتي شده است؟ شما به عنوان وزير اطلاعات وجدان بيدار خود را به داوري دعوت کنيد و بگوييد که آيا گلوله گشودن به مردمي که اعتراضاتي ارام را برگزار کردند و بازداشت‌‌هاي گسترده انان، امري منطقي است. آيا شما از اين رفتارها بي‌خبريد و يا اينکه شما هم به مانند ديگران مصلحت را بر پاسخگويي نمي‌دانيد؟ اين روزها اخبار ناگواري از تعداد كشته شدگان حوادث اخير به گوش مي‌رسد، ‌كساني كه هنوز خانواده‌هايشان از سرنوشتشان بي خبر هستند هرچند كه هيچ گاه از سوي مسوولان مربوطه آمار واقعي كشته شدگان حوادث اخير منتشر نشده است، ولي آيا شما نيز به عنوان وزير اطلاعات آمار دقيقي از كساني كه مفقود شده و كشته شده‌اند در اختيار نداريد؟ به نظر مي‌رسد كه مسوولان مي‌خواهند همواره به كتمان آمار واقعي كشته شدگان حوادث اخير بپردازنند ولي در هر صورت حداقل اجساد آنها را به خانواده‌هايشان تحويل دهيد. من متاسفم باز بگويم از آنچه طي ماه‌هاي اخير بر مردم آگاه و فهيم ايران گذشت. اينك آنچه بر مردم ايران به ويژه زنان مي‌گذرد بسيار تاسف بار است، چنانچه همه شاهد آن بودند كه چگونه با باتوم به زنان حمله كرده و آنها را كتك زده و يا به داخل جوي‌ها پرت مي‌كنند، و والاسفا كه اين غم‌‌انگيز تر از آنچه است كه جنايتكاران صهيونيست با مردم مظلوم فلسطين انجام مي‌دهند چرا كه بنابر انچه كه در رسانه‌ها مشاهده مي‌كنيم حداقل صهيونيست‌‌هاي غاصب در برخورد با زنان ملاحظاتي دارند و اين هم به علت انعكاس بيروني رفتاشان است ولي متاسفانه ماموران جمهوري اسلامي ايران زنان را در مقابل چشم ديگران كتك مي‌زنند و گويي خود را نائبان بر حق خدا مي‌دانند كه گناهكاري را مجازات مي‌كنند واز انعكاس رفتارشان در دنيا و تاثيرش بر افكار عمومي جهاني ابايي ندارند. شما در جايگاه مهم ترين وزير دولت هستيد و بايد پاسخگوي آنچه به ناحق بر مردم گذشت باشيد ولي متاسفم از اينکه هيچ گونه مرکزي از سوي نهاد‌هاي امنيتي و اطلاعاتي پاسخگوي مردم نيست و اين همان رفتاري است که از سوي قوه قضائيه نيز شاهد آن هستيم.&lt;BR&gt;شما بايد بدانيد که امروز اکثريت جامعه ما از اقشار تحصيل کرده هستند که با حقوق شرعي، قانوني و مدني خود آشنا مي‌باشند و همين حقوقشان را بدون کم و کاست مطالبه مي‌کنند. بنابراين من از شما به عنوان فردي که داراي سوابق مديرتي خوبي هستيد واينک نيز مسووليتي در اين دولت داريد سوال مي‌کنم که آيا مرکز و ستادي براي هماهنگي اقدامات موازي و گوناگون دستگاه قضايي و وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه جهت پاسخگويي به مردم وجود دارد تا خانواده‌‌هاي بازداشت شدگان و آسيب ديدگان حوادث اخير براي احقاق حقوق خود بدانجا مراجعه کنند؟ آيا آنچه امروز در برخورد با اعتراض‌‌هاي آرام مردم و شهروندان انجام مي‌شود از برخورد‌هاي خياباني تا بازداشت‌‌هاي غير قانوني و يا بازجويي‌‌هاي قرون وسطايي و اعترافاتي که گرفته مي‌شود منطبق با قوانين اسلامي و جاري کشور و قواعد دموکراسي و فرهنگ حاکم بردنياي امروز است؟ من از شما مي‌پرسم که آيا زندان در جمهوري اسلامي ايران تعريف مشخصي دارد و يا اينکه مي‌توان مردم را در مسجد، مدرسه و زير زمين ادارات و وزارت خانه‌ها بدون انکه خانواده‌هايشان و وکلاي مدافع و حتي دستگاه قضايي در جريان باشند روزها نگه داشت و شکنجه روحي کرد؟ آيا به نظر جنابعالي با اين گونه برخورد‌هاي خشن و سرکوب مردم مي‌توانيم جوابگوي حق و مطالبات مردم خودمان و چامعه جهاني باشيم؟ ايا شما به عنوان وزير محترم اطلاعات به واقع از پشت پرده نيرو‌هاي لباس شخصي که آزادانه از هيچ کوششي جهت سرکوب مردم دريغ ندارند و روز به روز گستاخانه تر با مردم برخورد مي‌کنند خبر نداريد؟&lt;BR&gt;جناب آقاي محسني اژ‌هاي &lt;BR&gt;به نظر مي‌رسد که بار سنگين اين مسووليت بر دوش شماست که در اين مقطع تاريخي پشت پرده اين باند‌‌هاي قدرت که اعتقادي به جمهوريت نظام را ندارند برملا کنيد و تخم فتنه را بخشکانيد تا چنانچه وزير کابينه بعدي نبوديد با خاطر‌هاي خوش در اذهان مردم از اين وزارت خانه نقل مکان کنيد. &lt;BR&gt;هيچ گاه فراموش نکيند که ايران امروز با ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تفاوت‌‌هاي بسياري دارد. شما که بايد بهتر بدانيد ما در عصر ارتباطات قرار داريم و کوچکترين رفتار دروني ما انعکاس بيرونيدارد. بنابراين بدانيد که ديگر سر در زير برف کردن نتيج‌هاي را تغيير نمي‌دهد زيرا امروز مردم آگاه و هوشيار هستند و دنيا نيز چشم به ايران دوخته است. پس چرا بايد بهان‌هاي به دست دشمان بدهيم و يا کاري کنيم که مردم از نظام جمهوري اسلامي ايران سر برگردانند. &lt;BR&gt;در آخر مي‌گويم از ما که گذشت اما خوب مي‌دانيد که ما به اسلام، ايران، ميراث گرانقدر امام (ره) و مردم کشور عشق مي‌ورزيم ولي شما براي انکه پاسخي براي وجدانتان، مردم، تاريخ و در قيامت داشته باشيد مسوولان و قدرت‌‌هاي بالاتر را از شرايطي که امروز بر کشور حاکم شده است آگاه کنيد. از سويي ديگر اين امري شايسته است که براي فع هر‌گونه شائب‌هاي به شفاف سازي بپردازيد. هم خانواده‌هايي را از نگراني در آوريد و هم با توجه به انکه به مسائل پشت پرده دسترسي داريد و از شرايط شکننده کشور مطلع هستيد و امکان کالبدشکافي امور کشور در داخل و خارج برايتان مهيا است مردم را نيز در جريان واقعيت‌ها قرار دهيد و البته دنبال راه چار‌هاي براي خروج از بحران کنوني باشيد و الا مديريت روز‌هاي سخت رمضان، قدس، محرم و عاشورا و 22 بهمن برايتان دشوار خواهد بود. &lt;BR&gt;نامه‌ام را با بياناتي از حضرت فاطمه زهرا (س) به پايان مي‌رسانم. آن حضرت در خبط‌هاي فرمودند: «نخواستيم ولي بدانيد که پشت شتر خلافت زخم و بار آن کج است و اين بار با اين حال به منزل نمي‌رسد.»&lt;BR&gt;مهدي کروبي &lt;BR&gt;2/5/1388&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 05:10:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beheshtiyazdi&amp;postid=364</comments>
<dc:creator>beheshtiyazdi</dc:creator>
<guid>http://beheshtiyazdi.blogfa.com/post-364.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
