تبليغاتX
بهشتی
محمد باقر ذوالقدر تاکید کرد: نامگذاری دهه سوم به نام اصلاحات، معنایش این است که دهه سوم انقلاب، دهه اصلاحات بوده. که کدام اصلاحات؟ آیا آن چیزی که توسط همین گروهی که بودند بیان شد یا نه اصلاحات واقعی. تصور ما این است که این نگاه که از سال ۷۶ به این طرف در دوران دو دولت آقای اتفاق افتاد،  اصلاحات نبود. اگرچه به دوران اصلاحات شده است اما اصلاحات نبود. ما دو نگاه به اصلاح داریم. یک نگاه مبتنی بر ارزش‌های بومی، درونی و اسلامی و ایرانی و یک نگاه اصلاحاتی است که از ارزش‌های غیرالگو گرفته است. حالا در آن مقطع اسم این را اصلاحات آمریکایی می‌گذاشتیم. لفظی که مقام رهبری بکار بردند. اصلاحاتی که آمریکایی‌ها از اجرای آن خشنودند.

اوکه با ویژه نامه حضور گفت و گو کرده است درباره دوران اصلاحات ضمن اشاره به این که ” ما دوستان خودمان را به این متهم نمی‌کنیم که از نسخه آمریکایی‌ها پیروی می‌کردند.” افزود:  نمی‌خواهم بگویم که حتی آنها دیکته کردند. اما آمریکایی‌ها از شیوه اصلاحات که در ایران دنبال می‌شد، خشنود بودند.چون دوران اصلاحات، دوران ساختارشکنی بود. اصلا به ساختارشکنی تعبیر شد. به این سمت رفت. به همین خاطر من می‌گویم که در دهه سوم شعار اصلاحات داده شد اما اصلاحات واقعی اتفاق نیفتاد. شاید دوران تلاش برای یکسری تغییرات سیاسی بود.

وی در پاسخ به این سووال که شعار دولت وقت، توسعه سیاسی بود گفت : ” توسعه سیاسی نبود. نمی‌توانیم بگوییم که آن دوران، دوران توسعه سیاسی بود. چون لوازم توسعه نیز آن نبود که دوستان ما به دنبالش بودند. آن دوران هیچ نامی ندارد جز اینکه ما گرفتار مقطعی شدیم که تلاش‌هایی برای تغییرات ساختاری صورت می‌گرفت. تغییرات در زیر ساخت‌ها. البته به ظواهر نیز می‌پرداختند. برخی از چیزها بیان می‌شد. اما آن دوران، دوران ساختارشکنی بود. در همین مقطع به مبانی و اصول نیز تعرض شد. کسانی از درون همین جریان اصلاحات که بعدا مدال و نشان گرفتند و تشویق شدند، آمدند و گفتند اندیشه‌های امام نیز مربوط به گذشته است. یک امر موزه‌ای شده است. این جمله تنها در راستای منویات امام نبود بلکه آدم فکر می‌کند در تقابل آ‌شکار با اندیشه‌های اصولی امام بود. در همین دوران اصلاحات با قانون اساسی نیز مخالفت شد. با اصل ولایت فقیه که امام روی آن اصرار داشتند، مخالفت شد.

ذوالقدر تاکید کرد که اصلاح طلبان به سمت تغییر ساختار و تغییر قانون اساسی حرکت می‌کردند. مخالفت با اصل ولایت فقیه به چه معنا بود؟ امام در روزهای آخر حیات خودشان، برای تثبیت این اصل، تاکید کردند که واژه مطلقه نیز به آن اضافه شود. کلمه مطلقه با اصرار امام اضافه شد. در همان مقطع، مقام معظم رهبری رئیس‌جمهور بودند. ایشان در یکی از خطبه‌های نماز جمعه یک سخنرانی داشت. یک تحلیل و نگاهی را از ولایت فقیه بیان کردند که روح آن سخن این بود که ولایت فقیه در چارچوب احکام  اسلامی است. چرا برخی آنقدر نگران هستند. امام همین جمله را نیز برنتافتند. بلافاصله نامه نوشتند که ولایت فقیه بر احکام اسلامی احاطه دارد. اگر حکمی از احکام اسلامی با مصلحت مسلمین تعارض داشته باشد، ولی فقیه اگر تشخیص داد آن حکم را می‌تواند موقتا تعطیل کند. همین آقایانی که بعدا به خاطر دفاع از سخن امام، تظاهرات راه انداختند و با کسانی که مثلا با ولایت فقیه مخالف بودند، برخورد می‌کردند، همان‌ها بعدا در مقابل ولایت‌فقیه ایستادند و به دنبال حذف آن از قانون بودند.

 

در دوران آقای خاتمی که اصلا بحث اصلاح اقتصادی نداشتیم. شعار خصوصی‌سازی هم مربوط به دوران آقای هاشمی بود که بحث تعدیل مطرح شد. در دوران آ‌قای خاتمی، بحث‌ها تماما سیاسی بود. پس اصلاحات واژه درستی برای این دوران نیست. باید نشست برای آن دوران یک واژه‌ای خلق کرد. البته ۱۰ سال هم نبود. ۸ سال بود.

اکنون دهه چهارم هنوز شروع نشده اما گفتمان اصولگرایی حاکم شده است. اگر بخواهیم برای این دوران، نام بگذاریم، بهتر است دوران اصلاحات را برای این مقطع بگذاریم. ما به برخی از شیوه‌های گذشته، بخصوص در حوزه اقتصاد انتقاد داریم. اکنون اصل ۴۴،  مبنا قرار گرفته است و قانون اساسی که نگاهش بیشتر دولتی است، ذیل این اصل جنبه‌های خصوصی و مردمی‌اش پررنگ‌ می‌شود. این یک اصلاح اساسی است.

البته طبیعی است که انقلاب‌ها طی زمان، از شعارهای اولیه خودشان فاصله می‌گیرند. در همه انقلاب‌های دو قرن گذشته اتفاق افتاده است. چه انقلاب فرانسه در قرن ۱۸ و چه انقلاب‌های قرن بیستم. به فاصله کوتاهی از پیروزی انقلاب، آن شعارهای اولیه کمرنگ می‌شد. نیروی جدید یک طبقه جدید را تشکیل دادند و همین طبقه سرکوب‌گر شد و مقابل آرمان‌های گذشته خود ایستادند. این در تمام انقلاب‌ها قابل مشاهده است تنها جایی که این اتفاق رخ نداد، در انقلاب ماست. همچنان شعارهای انقلاب زنده است. البته باید اعتراف کنیم که در مقطعی غبارهایی روی آن گرفته شد اما به سرعت پاک شد. در همان دورانی که شما به آن می‌گویید اصلاحات، بالاخره حرف‌های جدید زده شد. کسانی که تا دیروز از مستضعفین صحبت می‌کردند و این واژه، واژه غالب سخنانشان بود، به آن پشت کردند. کسانی که زمانی در چهره دانشجویان خط امام آمدند لانه جاسوسی را اشغال کردند، با افتخار رفتند و با کسانی که گروگان گرفته بودند، عکس یادگاری گرفتند. این تغییر و تفاوتی است نسبت به رفتار گذشته. به فاصله کوتاهی، مردم آمدند با انتخاب مجلس اصولگرا و یک چهره اصولگرا به عنوان رئیس دولت، نشان دادند، هنوز به آن ارزش‌های اولیه قائل هستند. این دولت نهم، با همان شعارهای اولیه انقلاب بر سر کار آمد. این نشان می‌دهد که اصول انقلاب و گفتمان انقلاب از بین نرفته است. غبارهایی بر آن نشسته بود. پرچمدار اصلی اصولگرایی و بازگشت به اصول اولیه، مقام معظم رهبری است. اولین سخنرانی  ایشان، بعد از ارتحال امام، در اربعین امام بود. در جمعی که میهمانان خارجی نیز حضور داشتند. ایشان صحبت می‌کنند و به میهمانان خارجی توصیه می‌کنند که شما خیلی نگران این حرف‌هایی که زده می‌شود و شما را متهم به  بنیادگرایی می‌کنند، نباشید. آن زمان بیشتر لفظ بنیادگرایی استفاده می‌شد. بنیادگرایی همان اصولگرایی است. لفظ فارسی اصولگرایی، بنیادگرایی است. متن سخنان ایشان این است: «رسانه‌های صهیونیستی با جنجال و هوچی‌گرایی ما را به بنیادگرایی نسبت می‌دهند. در  حالی که اگر بنیادگرایی را به معنای بازگشت به اصول و بنیادهای اسلامی بدانیم، این بزرگترین افتخار ماست. بزرگترین افتخار را به دست آورده ایم. مسلمانان در هیچ نقطه‌ای از عالم نباید از نام اصولگرا و بنیادگرا تحاشی کنند. اصول مقدس اسلام، تضمین‌کننده سعادت انسان‌هاست. اسلام است که دست استعمار را در زندگی ما کمرنگ کرده است و ما به این افتخار می‌کنیم که به اصول اسلامی و قرآن برگردیم.» این اولین سخنرانی رسمی آقا بعد از ارتحال امام است. در اینجا بطور شاخص از اصولگرایی صحبت می‌کنند. در سال ۸۰ نیز در یکی از خطبه‌های نماز جمعه با الگوگیری از یکی از رفتارهای امیرالمومنین، آنجا نیز بر این معنا تاکید می‌کنند

به نقل از سحام نیوز

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 0:7  توسط علی اکبر بهشتی  | 

 
سحام نیوز: روابط عمومی حزب اعتماد ملی اعلام کرد، همزمان با فرا رسیدن اربعین حسینی ، مجلس سوگواری شهادت امام حسین (ع) و یاران با وفایش برگزار می گردد. در این مراسم که با حضور آیت الله کروبی برگزار خواهد شد ، حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد مقدم سخنرانی خواهند کرد.                                                        
  این مراسم روز یکشنبه ساعت 27/11/87 ساعت 21 در محل حسینیه ملایری ها واقع در میدان رسالت ، خیابان هنگام ، خیابان فرجام ، خیابان سراج بعد از پمپ گاز ، خیابان رحیمی ، حسینیه ملایری ها برگزار می گردد.     
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 0:0  توسط علی اکبر بهشتی  | 

سحام نیوز: سید حسین معصومی*:نگاهی به تاریخچه فعل و انفعالات سیاسی و نظامی فلسطین پس از اشغال آن و سیطره اسرائیل بر این بخش از سرزمین اسلامی نشان می دهد سرزمینی که به سرزمین انبیاء شهرت دارد چگونه در بیخبری جهان عرب و سپس تفرقه و اختلاف بین آنان ونهایتاً سازشکاری سران کشورهای عربی در چنگال استکبار جهانی قرار گرفت و سایه شوم صهیونیستی بر آن مستولی شد.

مقدمات و تشکیل اسرائیل از تفرقه و شورش در فلسطین علیه عثمانی آغاز شد که انگلیس عامل و محرک اصلی این اقدام بود و نهایتا پس از جنگ جهانی اول و شکست آلمان و عثمانی که متحد آلمان بود با صدور اعلامیه بالفور (سال 1917) در کابینه انگلیس نطفۀ حکومت ترور و جنایت در خاک فلسطین مظلوم بسته شد و سرانجام با خروج انگلیس از فلسطین (1948) شورای ملی یهود در تل آویو موجودیت دولت اسرائیل را اعلام کرد .

از این پس گروههای مبارز فلسطینی تشکیل شدند تا سرزمین اشغال شدۀ خویش را نجات دهند ، و پس از آنها حوادثی همچون جنگ شش روزه و نبرد کرامه از حوادث بیاد ماندنی تاریخ مبارزین فلسطین وکشورهای عربی علیه رژیم صهیونیست است. حوادث تلخ و شیرین در دوران مبارزه با فلسطین بسیار است لکن بسیاری از حوادث تلخ و دردناک ناشی از تفرقه و تشتت بین مبارزین فلسطین و دیگر مبارزین مسلمان منطقه و نیز تفرقه بین سران کشورهای عربی در مسیر مبارزه بوده است . خط سازش با دشمنی پلید و بیرحمی همچو اسرائیل که غاصب سرزمین اسرائیل است از کشورهای خط اول و خط مقدم جبهه همچو مصر و اردن آغاز شد و این تفکر به درون جبهه رسمی مبارزین فلسطین یعنی سازمان آزادیبخش کشیده شد. وحدتی که می توانست کشورهای عربی و اسلامی را جبهه ای متحد علیه اسرائیل و آمریکا نماید به سازش و کرنش تبدیل شد و پس از انحراف مشی سازمان آزادیبخش ، فلسطین مظلوم و ملت مبارز آن در راه آزادی تنها شدند .

اما این ایام مصادف بود با پیروزی ضد استکبار و ضد اسرائیلی ترین انقلابهای جهان ، یعنی انقلاب اسلامی ایران به رهبری بزرگمردی که بیش از بیست سال تا آن زمان ندای مبارزه با اسرائیل و هشدار ضرورت وحدت در مقابل این غدۀ سرطانی را سر می داد .

متاسفانه سازش کاران دول عربی بجای غنیمت شمردن چنین شرایطی که مهمترین کشور و حکومت حامی اسرائیل در منطقه به دشمن شماره یک آن تبدیل شده است ، علم مخالفت و توطئه علیه جمهوری اسلامی را آغاز کردند .

امام خمینی (ره) که بخوبی خطر اسرائیل جنایتکار را از سال 42 بطور رسمی و علنی گوشزد می نمود سران کشورهای عربی را از سازش با صهیونیستها منع و آنان  را از افتادن در دام این رژیم پلید بر حذر می داشت .

فتنۀ سازش با اسرائیل را امام بعنوان فریبی از سوی آمریکا و اسرائیل عنوان می نمود که بعضی از سران کشورهای عربی و اسلامی برای حفظ حکومت خویش آنرا پذیرفته و رویاروی مردم خویش قرار گرفتند.

امروز که بر نیم قرن مبارزه امام خمینی با جرثومۀ فساد ، ترور و خباثت یعنی اسرائیل غاصب نگاهی دوباره می اندازیم از بی توجهی سران کشورهای عربی و کم توجهی ملل مسلمان به رهنمودها ، هدایت ها و ارشادات بموقع و دقیق آن رجل الهی تاسف می خوریم . اگر به فریادهای امام به عدم سازش با اسرائیل در گام اول این راه مذلت آور در کمپ دیوید توجه می شد امروز غزه چنین، قتلگاه فرزندان اسلام نمی شد.

امام (ره ) خط سازش را عامل جرات اسرائیل برای تصاحب کشورهای مسلمان همسایه فلسطین دانست که باعث تحکیم جنایات او می گردید. از دیدگاه ایشان کنفرانس و پیمان کمپ دیوید و صلح عربستان و کنفرانس فاس سبب بیمه شدن و مشروعیت اسرائیل غاصب بود.

امام (ره) هشدار داد که پس از این مرحله نوبت به همان کشورهای سازشکار هم خواهد رسید :«الان اسرائیل در مقابل همۀ کشورهای اسلامی ایستاده می گوید غلط نکنید ، این تاسف ندارد ؟! انسان نیستند اینهایی که در راس امور هستند که اسرائیل در مقابلشان ایستاده می گوید ، فضولی موقوف .... بدانید شماهایی که ساکت بودید و در این جنایات مقابله نکردید ، نوبت شما

 هم می رسد اسرائیل به خدمت شما هم می آید » 1. ایشان کمترین سازش و نرمش را عامل ذلت و شکست جبهه ضد صهیونیستی می داند و ضمن هشدار به کشورهای خط مقدم و نیز سران سازشکار فلسطینی اعلام می نماید که : « ملت مسلمان ایران و هیچ مسلمانی و اصولاً هیچ آزاده ای ، اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و ما همواره حامی برادران فلسطینی خود خواهیم بود »2

تعبیر غدۀ سرطانی در مورد اسرائیل از سوی حضرت امام تعبیری همه فهم و بسیار عمیق بود ، یعنی تا این غدۀ نابود نشود منطقه بلکه جهان روی آسایش بخود نخواهد دید و سازش یا کنار آمدن با غدۀ سرطانی مساوی است با شکست و نابودی و پذیرفتن سلطه صهیونیست بر مقدرات کشورهای اسلامی و نابودی فلسطین مظلوم .

امروز که سرو سرسبز ولی آغشته بخون غزه از گذشته درس گرفته و راهی جز مبارزه ومرگ با عزت برای خویش متصور نیست ، شاهد پیش بینی های دقیق و صریح حضرت امام در مورد خط سازش و اعتماد به اسرائیل خائن است . امروز فرزندان فلسطین با خون و رگ و پوستشان دریافته اند که اسرائیل : به هیچ تعهدی پایبند نیست و جز به نابودی فرزندان برومند فلسطین و آقایی بر ملل منطقه نمی اندیشد ، آنان دیده اند که سازمانهای بین المللی و حقوق بشر هیچگونه اراده ای از خویش برای مقابله با دولت تروریستی و غاصب اسرائیل ندارند . آنان انتظار و یاری از سران کشورهای عربی که تن به سازش با رژیم غاصب داده اند را ندارند ، اما انتظار همدستی سران چنین کشورهایی را با اسرائیل پلید علیه فرزندان شجاع و جان بر کف فلسطین را ندارند .

1- صحیفه –ج16- ص257

2- کتاب : فلسطین از دیدگاه امام (ره) – ص 97

 

مردم غزه که خود شاهد اهدای جایزه صلح به نماد ترور و آدمکشی بوده اند و سکوت و حتی تشویق بعضی سران کشورهای عربی را نسبت به چنین ننگی دیده اند ، انتظار مبارزه آنان با اسرائیل و همراهی و همرزمی سران وابسته کشورهای عربی را با مردم غزه ندارند ، اما انتظار کمترین عمل انسانی که نجات جان کودکان ، زنان و مجروحین مبارزه مقدس را دارند .

چه کسی می توانست باور کند که کشور مصر که روزی پرچمدار مبارزه با اسرائیل بود امروز مرز خود را حتی برای رساندن مواد غذایی و دارویی به روی مردم فلسطین ببندد و غزه را به حصار بدون مفری برای مردم غزه تبدیل کند تا اسرائیل از آن قتلگاهی بسازد که روی همه ی آنان را سیاه کند. یا چگونه می توان تصور کرد که مصر پس از پیروزی غزه و ناکامی رژیم غاصب اسرائیل از باز گشایی گذرگاه رفح و رساندن کمکهای غذایی و دارویی ممانعت نماید.

امروز نیز همان کلام روان و سلیس و عمیق امام (ره) چاره ی کار است که فرمود : « اگر مسلمین مجتمع بودند و هر کدام یک سطل آب به اسرائیل می ریختند او را سیل می برد » ، همین کلام و ندا اگرچه به گوش سنگین سران بعضی دول عربی اثر نکرد لکن ملل جهان و بخصوص مسلمانان را بیدار نموده است . راه امام و کلام امام و مواضع محکم و حکیمانه رهبر معظم انقلاب تنها راه نجات فلسطین است و امروز مسئله فلسطین مسئله یک ملت کوچک نیست که بفرموده امام مسئله جهان اسلام است که در فاجعه مصیبت بار غزه به مسئله جهان بشری و بشریت تبدیل گردید .

ایران و انقلاب خمینی امروز بعنوان مدافع سرسخت و بدون سازش ملت آزاده ی فلسطین در جهان شناخته شده است و حقانیت راه امام (ره) در مبارزه قاطع با اسرائیل و رد هر گونه سازش با این حکومت غاصب را همه مسلمانان و مردم آزاده ی جهان پذیرفته اند . امروز روز عزت و سر بلندی مبارزان غزه و حامیان آنان در سراسر جهان و روز خواری و ذلت اسرائیل و همدستان پلید او به خصوص در کشورهای اسلامی است .

امروز هم همچنان سخنان حضرت امام (ره) خطاب به سران کشورهای اسلامی و عربی راه اصلی و اساسی شکست نهایی توطئه ها و فتنه های اسرائیل و حامیان پلید اوست .

هیچ عهدنامه ، قطعنامه و پیمانی را اسرائیل به رسمیت نمی شناسد مگر اینکه شاهد مقاومت و پایداری دلیرانه جوانان و مردم پایدار فلسطین باشد ، تنها و تنها مقاومت در برابر رژیم غاصب می تواند حقوق پایمال شدۀ ملت مظلوم فلسطین را احیاء کند.

                *رییس شاخه فرهنگیان حزب اعتماد ملی                                                                      و السلام

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 0:50  توسط علی اکبر بهشتی  | 

 

مهدی کروبی، در میان سیاستمداران ایرانی به صراحت لهجه و شجاعت عملی شهره است .

کروبی، به جز در ماجرای اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم، که از فرمان رهبری تمکین کرد، در هیچ موردی کوتاه نیامده است.

هنگامی که غلامحسین کرباسچی شهردار موفق تهران به زندان محکوم شد، آنچه خاتمی انجام داد، فقط سکوت و نظاره بود و تاسف خوردن؛ ).

این در حالی است که اگر رییس جمهور وقت، واکنش قاطعانه تری نسبت به ماجرا داشت، خشت اول فشار به اصلاح طلبان، با موفقیت نهاد نمی شد ، امروز به عمارتی این چنین بزرگ بدل نمی گشت.

مهدی کروبی در ماجرای بازداشت حسین لقمانیان، نماینده اصلاح طلب مجلس ششم، علنی ترین و شدیدترین واکنش ها را از خود بروز داد و در مقام رییس مجلس، اعلام کرد که تا زمان آزادی وی، به مجلس شورای اسلامی نخواهد رفت و این حربه نیز کارگر افتاد و لقمانیان آزاد شد.

او در قضیه صدور حکم اعدام هاشم آغاجری و نیز محدودیت های ایجاد شده برای دراویش گنابادی، رد صلاحیت ها و ... بسیار شجاعانه عمل کرد و تا حد زیادی هم موفق بود به گونه ای که با لیدری کروبی در ماجرای آغاجری، حکم اعدام وی- که متهم به ارتداد بود!- لغو و این فعال سیاسی آزاد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 0:38  توسط علی اکبر بهشتی  | 

 شیرین عبادی برنده جایزه نوبل صلح در دو دیدار جداگانه ای که با مهدی کروبی داشت و از او مدد خواست تا برای رفع مشکل کانون مدافعان حقوق بشر وی را یاری کند.مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در خصوص دیدار اخیر خود با شیرین عبادی، با بیان اینکه دیدارهایی از این دست برای اولین‌بار نیست که صورت گرفته است، خاطرنشان کرد: همواره در پی درخواست گروه‌ها، احزاب و شخصیت‌ها با تفکرات و سلایق گوناگون، دیدارهایی داشته‌ام و چون بخش‌های امنیتی و قضایی کشور نسبت به اینجانب لطف داشته‌اند، برخی افراد که دچار مشکل می‌شوند به من مراجعه می‌کنند.

کروبی در ادامه افزود: چه آنهایی که در دادگاه انقلاب، دادگاه ویژه روحانیت یا دادسراهای عمومی دچار مشکل می‌شوند و چه کسانی که از سوی شورای نگهبان ردصلاحیت شده‌اند به من مراجعه می‌کردند و من نیز بنا به وظیفه گفت‌وگو و وساطت برای حل آن مشکل را داشته‌ام.

کاندیدای دهمین دور از انتخابات ریاست‌جمهوری افزود: خانم شیرین عبادی  نیز یکسری مشکلات برایشان پیش آمده بود از جمله پلمب دفتر کانون مدافعان حقوق بشر و همچنین بردن برخی اسناد مربوط به کار و دفترشان، خانم عبادی تاکید داشتند که تنها در زمینه فعالیت خود کار می‌کند و از مسائل سیاسی دوری می‌کند و سعی در حفظ حریم و چارچوب‌های قانون را دارد. همچنین خود و هر دو دخترشان مسلمان و مومن هستند.

کروبی گفت: پس از این جلسه، دیداری با وزیر محترم اطلاعات داشتم، همچنین برخی از معاونین وزارت اطلاعات به دفتر من آمدند و صحبت‌هایی صورت گرفت و گزارش‌هایی را ارائه کردند که من در دیدار دوم خود به خانم عبادی منتقل کردم.

وی افزود: از مسوولین درخواست کردم که با سعه‌صدر بیشتری برخورد کنند و اگر موردی را لازم دانستند تذکر دهند. همچنین از خانم عبادی نیز برخی توصیه‌های مشفقانه که لازم می‌دیدم به عنوان یک ناصح بگویم هم در جلسه اول و هم در جلسه دوم اعلام کردم. از ایشان درخواست کردم که در سفرها و در مصاحبه‌های خود مواردی را رعایت کنند.

کروبی در ادامه به سوابق فعالیت خود در این زمینه اشاره کرد و گفت: گاهی زندانیان نامه‌هایی به دست من می‌رساندند تا من آنها را خدمت رهبری برسانم که خوشبختانه متوجه شدم ایشان فردی را برای بررسی به زندان فرستاده‌اند یا در مورد ردصلاحیت‌ها که معتقدم مبنای آنها گزارش‌های خلافی بود، گزارش‌هایی که اگر به من هم می‌دادند شاید تحت تاثیر قرار می‌گرفتم، نیز رایزنی‌ها و تلاش‌هایی را انجام می‌دادم.

مشکلی بازگشت روزنامه نگاران و روشنفکران را حل می کنم

وی در خصوص وعده خود در صورت پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری برای بازگشت برخی روشنفکران و روزنامه‌نگاران همچون مهاجرانی، بهنود، سروش و… که  در سال‌های اخیر کشور را ترک کرده‌اند نیز گفت: معتقدم برای بازگشت ‌آنها به میهن مشکلی وجود ندارد، اما اگر من مسوول باشم فضای معقول و بانشاطی ایجاد خواهم کرد تا نقد و انتقاد بتواند در چارچوب قانون صورت پذیرد و من در خود این را می‌بینم که با توجه به امکانات درون کشور این فضا را ایجاد کنم.

میرحسین می آید

دبیرکل حزب اعتماد ملی در خصوص احتمال حضور میرحسین موسوی در انتخابات ریاست‌جمهوری گفت: آقای میرحسین موسوی چهره‌ای نجیب و باسابقه‌ای درخشان هستند که مردم سابقه عملکرد و تلاش‌های ایشان در دوران امام(ره) و دفاع مقدس را فراموش نکرده‌اند.

وی افزود: من نیز شنیده‌ام که ایشان قصد حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری را دارند و به  شدت از حضور افراد به جریانات انتخابات و شخص آقای میرحسین موسوی استقبال می‌کنم.

کروبی به تلاش‌های خود برای حضور میرحسین در سال ۷۶ اشاره کرد و گفت: برای انتخابات هفتم ریاست‌جمهوری تلاش‌های زیادی برای اقناع و راضی کردن آقای میرحسین موسوی جهت کاندیداتوری انجام دادم و با اینکه دوستان اصرار داشتند که من خود کاندیدا شوم اما نظر من آقای موسوی بود، پس از آنکه ایشان نپذیرفتند بار دیگر دوستان تقاضا کردند که کاندیداتوری را بپذیریم اما مخالفت کردم و سراغ آقای خاتمی رفتم.

کروبی گفت: در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری نهم که در سال ۸۴ انجام شد، جلسات متعددی برای راضی کردن آقای میرحسین موسوی انجام شد، اما ایشان باز هم نپذیرفته و من خود کاندیدا شدم.


 

سحام نیوز

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 0:15  توسط علی اکبر بهشتی  | 

 
http://iqna.ir/Hadith/Fa/Hadith_flashes/Imam3_7.swf